فاطمهفاطمه، تا این لحظه: 14 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
محمدنیکانمحمدنیکان، تا این لحظه: 12 سال و 25 روز سن داره

بهشت من تویی

دختر مهربون مامان

سلام سلام فاطمه خانم گلمون الان 13 ماهو بیست روزشه. عزیزم سیزده ماهگیت مبارک عزیز دلم قبل از شروع عید فطر سه روز تب کرد. تب شدید 38 درجه و بالاتر.الهی که بلا ازت بدور باشه. روز چهاشنبه سر کار نرفتم صبح نوبت گرفتم براش دکتر مدنی. عصر تو مطب دکتر با اینکه تب داشتی و دو تا لپت سرخ شده بود ولی بازی میکردی و به همه جای مطب سر میزدی و دوست داشتی با بچه ها ارتباط برقرار کنی. دکتر هم که دخملمو معاینه کرد گفت هیچیش نیست و برات آزمایش نوشت. آزمایشتو صبح روز 5 شنبه انجام دادیم . جواب همگی خوب بود و چون دکترت نبود بردیم نشون دکتر دیگه ای دادیم. تو این مدت با مسکن و پاشویه تبت رو کنترل میکردم . عصر 5 شنبه تب دخملم ...
28 مرداد 1392

اندر احوالات شیطونیای فاطمه قشنگم

 سلام سلام  میبینیم که دخمل مامان به همه وسایل خونه کار داره الا اسباب بازیاش ! ببینید چه عروسک خوشکلی دارم...   اینجا هم دارم کتابارو خط خطی میکنم با مداد! اینجا هم ظهر بعد از یه عالمه بازی و گشت و گذار لالا کردم. اینجا دارم به مامانم بیسکویت میدم بخوره اینجا هم معلوم نیست فاطمه کوچولو تو چه فکری هست! اینجا هم دارم وسایل توی کمدمو کندو کاو میکنم همه رو بیرون میریزم ببینید چقدر شیطونی میکنم و همه جارو بهم میریزم... فاطمه گلم با کفشای کوچیکش پنجشنبه کلی پیاده روی کرده. الهی قربون اون شکل ماهت برم.... بوس برای دخملم ...
15 مرداد 1392

فاطمه گلم 13 ماهگیت مبارک

سلام سلام کی ماهه کی ستاره کی توی دستاش گل دوستی داره سلام خوشکل مامان 8 مرداد ، 13 ماهگیت مبارک دخملم ببین چقدر زود بزرگ میشی این چند روزه دوستای کوچولو پیدا کردی. امیر محمد دو ماهه و امیر علی 5 ساله نی نی های خاله زهرا که از قزوین اومده بودن خونه مامانش اینا و خونه ما هم اومدن. با امیر علی که لجبازی میکردی و دستتو تو چشمش میکردی و نمیگزاشتی دست به اسباب بازیات بزنه. نی نی خاله زهره که اسمش روژان هست و هشت ماهشه و ما رفتیم خونشون و خیلی دوستش نداشتی و باهاش بازی نمیکردی و سرت تو کار خودت بود آیلار دختر خاله فاطمه جون که اومده بود خونه مامان بزرگ ، آیلار رو دوست داشتی و هر جا میرفت دنبالش میرف...
12 مرداد 1392

کارهای جالب فاطمه مامان

دخمل مامان اینروزا خیلی کارای بامزه و جالب انجام میده. خدمتتون که عرض شود: مامانشو گهگاهی که عصبانی  و کلافه میشه  کتک میزنه.....وای وای عجب کاری! تا مامانی مانتو میپوشه یا روسری ، میاد آویزون میشه که منو هم با خودت ببر اگه سفره بندازیم برای ناهار یا شام میاد همرو بهم میریزه غذا یا دسر رو که بزارم جلوش همه جا میریزه به جز خوردن! اینو ببینین تنها موقعی که آرومه وقتی هست که داره تلویزیون پیام بازرگانی میبینه             از بیسکویت و خوراکیاش به زور میخواد به عروسکاش بده و به جای اینکه دخملیم خودش بخوره و تپلی بشه میخواد ع...
7 مرداد 1392

سلام سلام

قند و نبات مامان شیرین عسل دخمل نازنینم  گل روی زمینم فرشته قشنگم عمر شیرینم شمارش معکوس شروع شده و شش روز دیگه تا اولین سال تولد فاطمه جون مونده       باور کنید اینروزا اینقدر سرم شلوغه که هنوز برای جشن تولدت کاری نکردم فقط برنامه ریزیشو کردم . موبایلم خراب سر کار بابا سرش شلوغ خلاصه خیلی کارها تو هم گیر کرده ولی قول میدم به همین زودی همه کارا رو راست و ریست کنم. فاطمه قشنگم اینروزا مامانشو میزنه..وا.........ی عجب کاری با دستاش میزنه تو صورت مامانشو موهاشو میکشه و میخواد با دهنش صورتمو بخوره منم هیچی نمیگم و مجبورم فعلا ...
5 مرداد 1392
1